شرلوک هلمز

خاطرات شرلوک هلمز

"A long shot, Watson...
ساعت ۱:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳۱ 
Sherlock Holmes and the Case of the Raleigh Legacy"A long shot, Watson; a very long shot," said he, pinching my arm. "Gregory, let me recommend to your attention this singular epidemic among the sheep. Drive on, coachman!"
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"شات های طولانی ، اما واتسون ؛ شات بسیار طولانی ، گفت :" او ، pinching بازوی من.
"گریگوری ، اجازه بدهید توجه شما را به این بیماری همه گیر توصیه مفرد
در میان گوسفند. رانندگی در ، درشکه چی! "

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"Well, sir, not of m...
ساعت ۱:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳۱ 
The New Adventures of Sherlock Holmes, Vol. 5 : The Original Radio Broadcasts!"Well, sir, not of much account; but three of them have gone lame, sir." I could see that Holmes was extremely pleased, for he chuckled and rubbed his hands together.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"خب ، آقا ، و نه از اعتبار بسیار ، اما سه تن از آنها رفته اند لنگ ، آقا".

من می توانم ببینم که هولمز به شدت خوشحال بود ، برای او و chuckled
rubbed دست هایش را دوخت.

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"You have a few shee...
ساعت ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳۱ 
Baker St. Times #1 a Sherlock Holmes magazine"You have a few sheep in the paddock," he said. "Who attends to them?" "I do, sir." "Have you noticed anything amiss with them of late?"
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"شما چند گوسفند در حصار قراردادن ،" او گفت. "چه کسی حضور آنها را؟"

"من ، آقا."

"آیا شما متوجه هر چیزی amiss با آنها را از اواخر سال؟"

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
As we stepped into t...
ساعت ۸:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳٠ 
Murder, My Dear Watson: New Tales of Sherlock HolmesAs we stepped into the carriage one of the stable-lads held the door open for us. A sudden idea seemed to occur to Holmes, for he leaned forward and touched the lad upon the sleeve.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
همانطور که ما به یکی از حمل پایدار برگزار - lads درب پا
باز برای ما. ایده ناگهانی به نظر می رسید به رخ می دهند به هولمز ، برای او leaned
به جلو و پسر بچه بر آستین لمس می باشد.

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
I was about to make ...
ساعت ٧:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳٠ 
Sherlock Holmes: The Missing YearsI was about to make some reply in defence of my friend when he entered the room again. "Now, gentlemen," said he, "I am quite ready for Tavistock."
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
من در مورد پاسخ به برخی در دفاع از دوست من وقتی که وارد
اتاق دوباره.

"حالا ، آقایان ، گفت :" او ، "من کاملا آماده برای Tavistock".

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"At least you have h...
ساعت ٧:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳٠ 
The New Adventures of Sherlock Holmes"At least you have his assurance that your horse will run," said I. "Yes, I have his assurance," said the Colonel, with a shrug of his shoulders. "I should prefer to have the horse."
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"دست کم شما اطمینان خود را که اسب خود را اجرا خواهد کرد ، گفت :" I.

"بله ، من اطمینان او ، گفت :" سرهنگ ، با بی اعتنایی تلقی او
شانه. "من ترجیح می دهم باید به اسب داشته باشند."

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"I must say that I a...
ساعت ۱:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳٠ 
Dining With Sherlock Holmes: A Baker Street Cookbook"I must say that I am rather disappointed in our London consultant," said Colonel Ross, bluntly, as my friend left the room. "I do not see that we are any further than when he came."
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"من باید بگویم که من نه در مشاور ما در لندن ناامید ،"
سرهنگ گفت : راس ، bluntly ، به عنوان دوست من سمت چپ اتاق. "من نمیبینم
که ما بیشتر از هر وقتی که او آمد ".

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
The Inspector took o...
ساعت ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳٠ 
Eye of the Crow: The Boy Sherlock Holmes, His 1st CaseThe Inspector took one from an envelope and handed it to him. "My dear Gregory, you anticipate all my wants. If I might ask you to wait here for an instant, I have a question which I should like to put to the maid."
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
بازرس یکی از پاکت گرفت و آن را به دست او.

"عزیزم گرگوری ، شما تمام پیش بینی من می خواهد. اگر من به شما ممکن است بخواهید
صبر در اینجا برای یک لحظه ، من یک سوال که من باید می خواهم برای قرار دادن
به دوشیزه یا زن جوان ".

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
Holmes shrugged his ...
ساعت ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٩ 
The Children of Sherlock HolmesHolmes shrugged his shoulders. "There are certainly grave difficulties in the way," said he. "I have every hope, however, that your horse will start upon Tuesday, and I beg that you will have your jockey in readiness. Might I ask for a photograph of Mr. John Straker?"
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
هولمز shrugged شانه های او را. "قطعا قبر وجود دارد مشکلات
در راه ، گفت : "او". امیدواریم که هر به من بدهید ، با این حال ، که اسب خود را
شروع خواهد شد پس از سه ، و من خواهش کردن که شما چابک سوار خود را در را
آمادگی. ممکن است برای من یک عکس از آقای جان Straker بپرسم؟ "

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
The Inspector opened...
ساعت ٥:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٩ 
The Secret Notebooks of Sherlock HolmesThe Inspector opened his eyes, and the Colonel's lip curled in a sneer. "So you despair of arresting the murderer of poor Straker," said he.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
بازرس باز چشم او ، و لب سرهنگ 'sفر در استهزاء.

"پس شما را از دستگیری قاتل فقیر Straker ناامیدی گفت :" او.

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"My friend and I ret...
ساعت ٤:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٩ 
The Rivals of Sherlock Holmes"My friend and I return to town by the night-express," said Holmes. "We have had a charming little breath of your beautiful Dartmoor air."
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"دوستان من و به شهر توسط شب ابراز - بازگشت ، گفت :" هولمز. "ما
داشته اند نفس کمی فریبنده شما را در هوا Dartmoor زیبا. "

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
I was thunderstruck ...
ساعت ٤:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٩ 
The Adventures of Sherlock Holmes: v. 2I was thunderstruck by my friend's words. We had only been a few hours in Devonshire, and that he should give up an investigation which he had begun so brilliantly was quite incomprehensible to me. Not a word more could I draw from him until we were back at the trainer's house. The Colonel and the Inspector were awaiting us in the parlor.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
من از واژه دوست من thunderstruck شد. ما فقط شده بود چند ساعت
در Devonshire ، و باید که او را تا تحقیق که او به حال
شروع درخشان تا کاملا به دور از فهم من بود. نه یک کلمه بیشتر
می تواند من را از او جلب می کنیم تا پشت در خانه مربی بودند.
سرهنگ و بازرس ما در انتظار بودند در اطاق نشیمن.

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"And you will devote...
ساعت ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢۸ 
Sherlock Holmes and the Titanic Tragedy: A Case to Remember (Adventures of Sherlock Holmes)"And you will devote yourself to that?" "On the contrary, we both go back to London by the night train."
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"و شما خودتان را وقف که؟"

"بر خلاف انتظار ، ما هر دو به بازگشت به لندن با قطار شب".

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"Certainly not witho...
ساعت ٥:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٦ 
Watson's Sampler:: The Lost Casebook of Sherlock Holmes"Certainly not without your permission." "And of course this is all quite a minor point compared to the question of who killed John Straker."
کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"Colonel Ross did no...
ساعت ٥:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٦ 
The Return of Sherlock Holmes"Colonel Ross did not impress me as a man who would be likely to show much mercy in any case." "The matter does not rest with Colonel Ross. I follow my own methods, and tell as much or as little as I choose. That is the advantage of being unofficial. I don't know whether you observed it, Watson, but the Colonel's manner has been just a trifle cavalier to me. I am inclined now to have a little amusement at his expense. Say nothing to him about the horse."
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"سرهنگ راس آیا از من به عنوان مردی که خواهد بود به احتمال زیاد برای نمایش تحت تاثیر قرار نمی
رحمت بسیار و در هر مورد دارد. "

"نشانی از بقیه ماده با سرهنگ راس نیست. روش خودم دنبال کنم ،
و به همان اندازه و یا بصورت کمی که من را انتخاب کنید. که استفاده از است
بودن غیر رسمی. من نمی دانم که آیا شما مشاهده آن ، اما واتسون ، اما
رفتار سرهنگ بوده است فقط یک چیز جزیی به من اسب سوار. من مایل
در حال حاضر به تفریح کمی در هزینه کرد. چیزی به او در مورد
اسب ".

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"My dear fellow, he ...
ساعت ٥:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٦ 
Conan Doyle, Detective: The True Crimes Investigated by the Creator of Sherlock Holmes"My dear fellow, he will guard it as the apple of his eye. He knows that his only hope of mercy is to produce it safe."
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"عزیزم شخص ، او آن را به عنوان سیب از چشم او را نگهبان. او می داند که
امیدواریم که تنها او را از رحمت است برای تولید آن را به همراه دارد. "

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"Oh, you can trust me, you can trust me!"
ساعت ۱:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٦ 
"Oh, you can trust me, you can trust me!"



"Yes, I think I can. Well, you shall hear from me to-morrow." He turned

upon his heel, disregarding the trembling hand which the other held out

to him, and we set off for King's Pyland.




کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"Oh no, there shall be no mistake. It shall be there. Should I change it
ساعت ٧:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٦ 

"Oh no, there shall be no mistake. It shall be there. Should I change it

first or not?"



Holmes thought a little and then burst out laughing. "No, don't," said

he; "I shall write to you about it. No tricks, now, or--"



کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"Your instructions will be done. It shall all be done," said he.
ساعت ٦:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٦ 
"Your instructions will be done. It shall all be done," said he.



"There must be no mistake," said Holmes, looking round at him. The other

winced as he read the menace in his eyes.




کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"We don't want any l...
ساعت ٩:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢۱ 
The Execution of Sherlock Holmes: And Other New Adventures of the Great Detective"We don't want any loiterers about here," said he. "I only wished to ask a question," said Holmes, with his finger and thumb in his waistcoat pocket. "Should I be too early to see your master, Mr. Silas Brown, if I were to call at five o'clock to-morrow morning?"
کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
We had not to go far...
ساعت ۸:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢۱ 
The Adventures of Sherlock HolmesWe had not to go far. It ended at the paving of asphalt which led up to the gates of the Mapleton stables. As we approached, a groom ran out from them.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
ما در حال رفتن دور نیست. آن را در سنگ فرش آسفالت که منجر به پایان رسید تا
به دروازه های stables Mapleton. همانطور که ما با نزدیک شدن ، داماد فرار کردن
از آنها.


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"One for you, Watson...
ساعت ٧:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢۱ 
Adventures of Sherlock Holmes"One for you, Watson," said Holmes, when I pointed it out. "You have saved us a long walk, which would have brought us back on our own traces. Let us follow the return track."
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"یکی را برای شما ، اما واتسون ، گفت :" هولمز ، زمانی که من آن را اشاره کرد. "شما باید
ما را نجات داد راه رفتن طولانی ، که می تواند ما را آورده و در تاریخ خود ما
ردهای. اجازه دهید مسیر بازگشت را دنبال ما. "


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"The horse was alone...
ساعت ٦:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢۱ 
The Adventures of Sherlock Holmes (Headline Review Classics)"The horse was alone before," I cried. "Quite so. It was alone before. Hullo, what is this?" The double track turned sharp off and took the direction of King's Pyland. Holmes whistled, and we both followed along after it. His eyes were on the trail, but I happened to look a little to one side, and saw to my surprise the same tracks coming back again in the opposite direction.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"به تنهایی قبل از اسب بود ،" من گریه.

"کاملا پس از آن به تنهایی قبل از تغییر یافتهاست. Hullo ، این چیست؟"

دو آهنگ تبدیل تیز کردن و در زمان جهت کینگ
Pyland. هولمز whistled ، و ما هر دو در امتداد بعد از آن قرار دارد. چشمان او
بود در اثر پا باقی گذاردن ، اما اتفاقی که به دنبال کمی به یک طرف ، و
دید و تعجب من آهنگ همان آینده دوباره در مقابل
جهت.


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
We crossed the marsh...
ساعت ٦:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢۱ 
Fall Of The Amazing Zalindas (Sherlock Holmes And The BSI)We crossed the marshy bottom and passed over a quarter of a mile of dry, hard turf. Again the ground sloped, and again we came on the tracks. Then we lost them for half a mile, but only to pick them up once more quite close to Mapleton. It was Holmes who saw them first, and he stood pointing with a look of triumph upon his face. A man's track was visible beside the horse's.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
ما گذشتند پایین باتلاقی و گذشت بیش از یک چهارم مایل از خشک ،
طبقه فوقانی خاک سخت. باز هم زمین sloped ، و دوباره ما بر روی آهنگ بود.
سپس آنها را برای نیم مایل از دست داده ، اما فقط به آنها را انتخاب کنید تا یک بار دیگر
کاملا به Mapleton نزدیک است. هولمز این بود که آنها را اولین بار دیدم ، و او ایستاده
اشاره با نگاهی از پیروزی بر چهره اش. ترانه انسان قابل رویت بود
در کنار اسب است.


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"See the value of im...
ساعت ٥:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢۱ 
Close To Holmes - A Look at the Connections Between Historical London, Sherlock Holmes and Sir Arthur Conan Doyle"See the value of imagination," said Holmes. "It is the one quality which Gregory lacks. We imagined what might have happened, acted upon the supposition, and find ourselves justified. Let us proceed."
کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
We had been walking ...
ساعت ٤:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢۱ 
THE RETURN OF SHERLOCK HOLMESWe had been walking briskly during this conversation, and a few more minutes brought us to the hollow in question. At Holmes' request I walked down the bank to the right, and he to the left, but I had not taken fifty paces before I heard him give a shout, and saw him waving his hand to me. The track of a horse was plainly outlined in the soft earth in front of him, and the shoe which he took from his pocket exactly fitted the impression.
کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"I have already said...
ساعت ۳:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢۱ 
Sherlock Holmes of Baker Street"Where is he, then?" "I have already said that he must have gone to King's Pyland or to Mapleton. He is not at King's Pyland. Therefore he is at Mapleton. Let us take that as a working hypothesis and see what it leads us to. This part of the moor, as the Inspector remarked, is very hard and dry. But it falls away towards Mapleton, and you can see from here that there is a long hollow over yonder, which must have been very wet on Monday night. If our supposition is correct, then the horse must have crossed that, and there is the point where we should look for his tracks."
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"او کجاست ، پس؟"

"من در حال حاضر گفت که باید به Pyland پادشاه رفته و یا به
Mapleton. او در Pyland پادشاه نیست. بنابراین او در Mapleton است. اجازه بدهید
ما را که به عنوان یک فرضیه ، کار ، و ببینیم که چه چیزی به ما منجر به. این
قسمتی از زمین بایر ، به عنوان بازرس متوجه است ، بسیار سخت و خشک. اما
دور آن را سقوط نسبت به Mapleton ، و شما می توانید از اینجا ببینید که وجود دارد
است طولانی بیش از ان توخالی ، شده اند که باید بسیار در دوشنبه مرطوب
شب. اگر فرض ما درست باشد ، باید اسب عبور
آن ، و نقطه ای که ما باید برای آهنگ های خود را نگاه وجود دارد. "


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"It's this way, Wats...
ساعت ٥:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٠ 
Sherlock Holmes and the Thistle of Scotland"It's this way, Watson," said he at last. "We may leave the question of who killed John Straker for the instant, and confine ourselves to finding out what has become of the horse. Now, supposing that he broke away during or after the tragedy, where could he have gone to? The horse is a very gregarious creature. If left to himself his instincts would have been either to return to King's Pyland or go over to Mapleton. Why should he run wild upon the moor? He would surely have been seen by now. And why should gypsies kidnap him? These people always clear out when they hear of trouble, for they do not wish to be pestered by the police. They could not hope to sell such a horse. They would run a great risk and gain nothing by taking him. Surely that is clear."
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"این این روش ، اما واتسون ، گفت :" او در آخرین. "ما ممکن است این سوال را ترک
از اینکه چه کسی جان Straker برای لحظه کشته ، و خودمان را محدود به
پیدا کردن آنچه که از اسب می شوند. در حال حاضر ، فرض است که او را شکست
دور در طول یا پس از فاجعه ، جایی که می تواند او را به رفته؟ اسب
جانور بسیار اجتماعی دسته ای است. اگر به خود او خواهد سمت چپ instincts
شده اند یا به Pyland پادشاه بازگشت و یا به ان سو رفتن به Mapleton. چرا
باید وحشی او اجرا بر زمین بایر؟ او قطعا به حال به چشم خود دیده شده است.
و چرا باید از کولی ها او را ربوده؟ این افراد همیشه از وقتی که روشن
آنها دچار مشکل می کنند ، برای آنها مایل نیستید به pestered توسط پلیس باشد.
آنها نمی توانند امیدواریم که چنین اسب را به فروش می رسانند. چنین افرادی به خطر بزرگ را اجرا
و دیگر هیچ کسب شده توسط او را گرفتن. مطمئنا که روشن است. "


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"Certainly not," cri...
ساعت ٢:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٠ 
Sherlock Holmes and the Seven Deadly Sins Murders (Sherlock Holmes Murders)"Certainly not," cried Holmes, with decision. "I should let the name stand." The Colonel bowed. "I am very glad to have had your opinion, sir," said he. "You will find us at poor Straker's house when you have finished your walk, and we can drive together into Tavistock."
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"بدیهی است نه ،" گریه هولمز ، با تصمیم. "من باید به نام اجازه
ایستادگی میکنیم. "

سرهنگ متمایل شدن. گفت : "من بسیار خوشحالم که در نظر داشته اند ، سر خود ، گفت :"
او. "شما به ما در خانه فقرا Straker را بیابیم. هنگامی که شما به پایان رسید
پیاده روی خود را ، و ما با یکدیگر می توانید درایو را به Tavistock ".


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
Colonel Ross, who ha...
ساعت ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٠ 
The Adventures of Sherlock Holmes V (v. 5)Colonel Ross, who had shown some signs of impatience at my companion's quiet and systematic method of work, glanced at his watch. "I wish you would come back with me, Inspector," said he. "There are several points on which I should like your advice, and especially as to whether we do not owe it to the public to remove our horse's name from the entries for the Cup."
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
سرهنگ راس ، که برخی از نشانه هایی از بی حوصلگی در را نشان داده است همدم من
روش آرام و سیستماتیک کار ، glanced در تماشا کرد. "برای شما آرزو دارم
بازگشت خواهد با من بیایید ، بازرس ، گفت : "او". هستند چند نکته وجود دارد.
که من در این باره باید مشاوره خود ، مانند و به خصوص که آیا ما
مجبور به آن را به عموم مردم به حذف نام اسب ما را از مدخل
جام ".


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"Indeed!" said Holme...
ساعت ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٠ 
The Chess Mysteries of Sherlock Holmes: Fifty Tantalizing Problems of Chess Detection"Indeed!" said Holmes, rising. "I should not have the impertinence to do it again after what you say. But I should like to take a little walk over the moor before it grows dark, that I may know my ground to-morrow, and I think that I shall put this horseshoe into my pocket for luck."
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"حقیقت!" هولمز گفت ، بالا آمدن است. "من باید به گستاخی ندارد
آن را دوباره پس از آنچه به شما می گویند. اما من باید مثل یک کمی پیاده روی را
بیش از لنگر انداختن قبل از آن رشد می کند تیره ، که من ممکن است زمین را به من دانش روز بعد ،
و من فکر می کنم که من باید این نعل اسب را به جیب برای من شانس می شود. "


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"I am afraid that th...
ساعت ۸:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٠ 
The Sherlock Holmes Triviography and Quiz Book"I am afraid that there are no more tracks," said the Inspector. "I have examined the ground very carefully for a hundred yards in each direction."
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"من واهمه دارند که آهنگ های بیشتری وجود دارد ، گفت :" بازرس. "من
به بررسی زمین با دقت بسیار برای کارگاههای صد نفر در هر
جهت ".


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"I thought it not un...
ساعت ۳:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٩ 
New Sherlock Holmes Adventure"I thought it not unlikely." He took the boots from the bag, and compared the impressions of each of them with marks upon the ground. Then he clambered up to the rim of the hollow, and crawled about among the ferns and bushes.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"بنظر من بعید نیست".

چکمه های او را از کیسه در زمان ، و در مقایسه با برداشت هر یک از
آنها را با علائم بر زمین. بعد از آن او clambered تا لبه
توخالی ، و در میان crawled درباره سرخس و بوته.


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"It was invisible, b...
ساعت ٢:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٩ 
The New Annotated Sherlock Holmes: The Complete Short Stories (2 Vol. Set)"It was invisible, buried in the mud. I only saw it because I was looking for it." "What! You expected to find it?"
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"این بود آشکار ، دفن شده در گل من دیدم فقط به خاطر من بود
به دنبال آن ".

"که چی بشه! شما انتظار می رود که آن را پیدا کنم؟"


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"I cannot think how ...
ساعت ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٩ 
The Adventures of Sherlock Holmes: The Adventure of the Gloria Scott/the Adventure of the Resident Patient/the Adventure of the Noble Bachelor/the Adventure of the Final Problem"I cannot think how I came to overlook it," said the Inspector, with an expression of annoyance.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"نمی توانم فکر می کنم چگونه می توانم آن را نادیده گرفت ، گفت :" بازرس ، با
بیان annoyance.


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"My dear Inspector, ...
ساعت ۸:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٩ 
The Last Sherlock Holmes Story: Stage 3 (Oxford Bookworms Library, Crime & Mystery)"My dear Inspector, you surpass yourself!" Holmes took the bag, and, descending into the hollow, he pushed the matting into a more central position. Then stretching himself upon his face and leaning his chin upon his hands, he made a careful study of the trampled mud in front of him. "Hullo!" said he, suddenly. "What's this?" It was a wax vesta half burned, which was so coated with mud that it looked at first like a little chip of wood.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"عزیزم بازرس ، شما خودتان بهتر بودن!" هولمز در زمان کیسه ، و ،
نزولی به توخالی ، بوریا بافی را به او بیشتر تحت فشار قرار دادند مرکزی
و موقعیت. سپس خود را بر چهره او کشش و تمایل چانه خود را
بر دستان او ساخته شده از مطالعه دقیق گل trampled در مقابل
او را. "Hullo!" گفت که او ، به طور ناگهانی. "این چیست؟" این نیم وستا موم شد
سوخته ، که تا با گل پوشیده شده بود که در ابتدا مثل یک نگاه
تراشه کمی از چوب.


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"In this bag I have ...
ساعت ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٩ 
Cases of Sherlock Holmes No. 6 (The Adventure of the Resident Patient)"In this bag I have one of the boots which Straker wore, one of Fitzroy Simpson's shoes, and a cast horseshoe of Silver Blaze."
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"در این کیسه من یکی از چکمه های که Straker بتن کرد ، یکی از Fitzroy
کفش سیمپسون ، و بازیگران از نعل اسب نقره ای فروغ ".


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"A piece of matting ...
ساعت ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٩ 
The Adventures of Sherlock Holmes Vol II"A piece of matting has been laid here at the side, and we have all stood upon that." "Excellent."
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"یک تکه حصیر شده است در اینجا در کنار گذاشته ، و همه ما
ایستاده بر می کند ".

"عالی".


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"Yes, it was laid ac...
ساعت ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱۸ 
Starring Sherlock Holmes: A Century of the Master Detective on Screen"Yes, it was laid across the bush." "You fill me with interest, I perceive that the ground has been trampled up a good deal. No doubt many feet have been here since Monday night."
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"بله ، آن را در سراسر بوش گذاشته بود."

"من شما را پر از علاقه ، من درک که زمین شده است trampled
یک معامله خوب است. بدون شک بسیاری از فوت را در اینجا از شب دوشنبه بوده است. "


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"There was no wind t...
ساعت ٢:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٧ 
Starring Sherlock Holmes: A Century of the Master Detective on Screen"There was no wind that night, I understand," said Holmes. "None; but very heavy rain." "In that case the overcoat was not blown against the furze-bush, but placed there."
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"هیچ باد آن شب ، من درک می شد وجود دارد ، گفت :" هولمز.

"هیچکدام ؛ اما بسیار سنگین باران".

"در آن صورت در مقابل پالتو - اولکس فرنگی بوش ، اما باد نمی بود
قرار داده شده وجود دارد. "


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"I never had such a ...
ساعت ٤:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٦ 
The Einstein Paradox: And Other Science Mysteries Solved By Sherlock Holmes"I never had such a dress, sir," answered the lady. "Ah, that quite settles it," said Holmes. And with an apology he followed the Inspector outside. A short walk across the moor took us to the hollow in which the body had been found. At the brink of it was the furze-bush upon which the coat had been hung.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"من از جمله لباس ، سر به حال هرگز ،" بانوی پاسخ داده.

"ه ، که کاملا آن را settles ، گفت :" هولمز. و با عذرخواهی او
پس از خارج بازرس. پیاده روی کوتاه در سراسر زمین بایر در زمان ما به
توخالی است که در آن بدن در بر داشت شده بود. در آستانه بود
اولکس فرنگی - بوش که پس از کت آویخته شده بود.


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"No, sir; you are mi...
ساعت ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٦ 
More Holmes for the Holidays"No, sir; you are mistaken." "Dear me! Why, I could have sworn to it. You wore a costume of dove-colored silk with ostrich-feather trimming."
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"نه ، آقا ؛ شما در اشتباهند."

"عزیز من! چرا ، من می توانستم به آن سوگند یاد شما عینک از صحنه و لباس
فاخته رنگ ابریشم با پیرایش پر شترمرغ - ".


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"Surely I met you in...
ساعت ٩:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٥ 
My Sherlock Holmes: Untold Stories of the Great Detective"Surely I met you in Plymouth at a garden-party some little time ago, Mrs. Straker?" said Holmes.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"مسلما من شما را در شهر پلیموت در باغ ملاقات - حزب کمی از مدتی پیش ،
خانم Straker؟ گفت : "هولمز.


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"Have you got them? ...
ساعت ٥:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٥ 
The Return of Sherlock Holmes"Have you got them? Have you found them?" she panted. "No, Mrs. Straker. But Mr. Holmes here has come from London to help us, and we shall do all that is possible."
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"آیا شما آنها را بخورم؟ آیا شما آنها را در بر داشت؟" او panted.

"نه ، خانم Straker اما آقای هلمز از لندن تا به اینجا آمده به ما کمک کنید ،
و ما باید انجام تمام است که ممکن است. "


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
As we emerged from t...
ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٥ 
The Penguin Book of Gaslight Crime: Con Artists, Burglars, Rogues, and Scoundrels from the Time of Sherlock Holmes (Penguin Classics)As we emerged from the sitting-room a woman, who had been waiting in the passage, took a step forward and laid her hand upon the Inspector's sleeve. Her face was haggard and thin and eager, stamped with the print of a recent horror.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
همانطور که ما از اتاق نشسته - زن ، که منتظر بودند در ظهور
گذشت ، در زمان یک گام به جلو گذاشته و دست خود را بر بازرس 's
آستین. چهره او این بود نحیف و لاغر و مشتاق ، با مهر نسخه قابل چاپ
از وحشت اخیر می باشد.


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"Madam Derbyshire ha...
ساعت ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٥ 
Sherlock Holmes and the Mystery of Boscombe Pool (Penguin Readers, Level 3)"Madam Derbyshire had somewhat expensive tastes," remarked Holmes, glancing down the account. "Twenty-two guineas is rather heavy for a single costume. However there appears to be nothing more to learn, and we may now go down to the scene of the crime."
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"خانم Derbyshire به حال سلیقه تا حدودی گران است ،" اشاره هولمز ،
زود گذر کردن حساب. "بیست و دو guineas است و نه برای سنگین
لباس تک. با این حال به نظر می رسد چیزی بیشتر برای یادگیری ، و وجود دارد
ما در حال حاضر ممکن است به پایین صحنه جرم بروم ".


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم
 
"Very possible. How ...
ساعت ٩:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٤ 
The Hound of the Baskervilles (Sherlock Holmes)"Very possible. How about these papers?" "Three of them are receipted hay-dealers' accounts. One of them is a letter of instructions from Colonel Ross. This other is a milliner's account for thirty-seven pounds fifteen made out by Madame Lesurier, of Bond Street, to William Derbyshire. Mrs. Straker tells us that Derbyshire was a friend of her husband's and that occasionally his letters were addressed here."
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"خیلی ممکن است. در مورد این مقالات چگونه؟"

"سه نفر از آنها هستند یونجه receipted حساب نمایندگی مجاز و فروش'. یکی از آنها است.
نامه ای از دستورالعمل ها را از سرهنگ راس. این دیگر کلاه فروش 's
حساب کاربری برای thirty - seven pounds پانزده انجام شده توسط خانم Lesurier ساخته شده ،
از باند خیابان ، به ویلیام Derbyshire. خانم Straker به ما می گوید که
Derbyshire دوست شوهرش بود و او که گهگاه
نامه ها اینجا را خطاب قرار گرفتند. "


کلمات کلیدی: داستان پلیسی ، داستان ، کتاب ، خاطرات
 
"The tip was guarded...
ساعت ۸:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٤ 
The Sherlock Holmes Book of Magic"The tip was guarded by a disk of cork which we found beside his body," said the Inspector. "His wife tells us that the knife had lain upon the dressing-table, and that he had picked it up as he left the room. It was a poor weapon, but perhaps the best that he could lay his hands on at the moment."
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"نوک توسط یک دیسک از چوب پنبه که ما در کنار جسد او را ، در بر داشت مصون بود"
گفت : بازرس. "همسر او به ما میگوید که کارد بر دیگر بود
سس میز ، و او آن را برداشت تا به حال به عنوان اتاق را ترک کرد. بود
سلاح فقیر ، اما شاید بهتر است که او می تواند خود را در دست غیر متخصص در
لحظه ای ".


کلمات کلیدی: داستان پلیسی ، داستان ، کتاب ، خاطرات
 
"This is a very sing...
ساعت ۸:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٤ 
The Great Adventures of Sherlock Holmes (Saddleback's Illustrated Classics)"This is a very singular knife," said Holmes, lifting it up and examining it minutely. "I presume, as I see blood-stains upon it, that it is the one which was found in the dead man's grasp. Watson, this knife is surely in your line?"
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"این چاقو بسیار فوق العاده ، گفت :" هلمز ، بلند کردن آن را به بالا و
بررسی آن دقیقهای. "من فرض را ، تا ببینم خون لکه ها بر آن است که
آن یکی که در چنگ مرد مرده یافت شد. اما واتسون ، این
چاقو است قطعا در خط شماست؟ "


کلمات کلیدی: داستان پلیسی ، داستان ، کتاب ، خاطرات
 
"It is what we call ...
ساعت ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱۳ 
The Adventures of Sherlock Holmes (Dover Thrift Editions)"It is what we call a cataract knife," said I. "I thought so. A very delicate blade devised for very delicate work. A strange thing for a man to carry with him upon a rough expedition, especially as it would not shut in his pocket."
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"این همان چیزی است که ما با یک چاقو آب مروارید ، گفت :" I.

"من فکر کردم تا. پره بسیار ظریف ابداع برای کار بسیار ظریف.
چیز عجیب برای یک مرد حمل را با او بر اکسپدیشن خشن ،
به خصوص آن را به عنوان تعطیل نمی کند در جیب خود ".


کلمات کلیدی: داستان پلیسی ، داستان ، کتاب ، خاطرات
 
"I have the things t...
ساعت ٦:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱۳ 
The American Rivals of Sherlock Holmes"I have the things themselves in the sitting-room, if you would care to see them." "I should be very glad." We all filed into the front room and sat round the central table while the Inspector unlocked a square tin box and laid a small heap of things before us. There was a box of vestas, two inches of tallow candle, an A D P brier-root pipe, a pouch of seal-skin with half an ounce of long-cut Cavendish, a silver watch with a gold chain, five sovereigns in gold, an aluminum pencil-case, a few papers, and an ivory-handled knife with a very delicate, inflexible blade marked Weiss & Co., London.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"من چیز خود را در اتاق نشسته - ، اگر می خواهید به مراقبت
به آنها مراجعه کنید. "

"من باید بسیار خوشحالم." همه ما را به جلو اتاق نشسته و دور واصل
جدول مرکزی در حالی که بازرس قفل جعبه قلع مربع و از چهار رشته
توده کوچکی از کارهای قبل از ما. بود یک جعبه vestas ، دو اینچ وجود دارد.
از tallow شمع ، گل رشتی ADP - لوله ریشه ، کیسه مهر و موم ، پوست را با
نیم اونس طولانی قطع کاوندیش ، یک ساعت مچی نقره با زنجیر طلا ،
sovereigns در پنج مدال طلا ، آلومینیوم مداد - مورد ، چند مقاله و
عاج - با چاقو بسیار ظریف ، پره های انعطاف ناپذیر به کار گرفته مشخص شده weiß
& شرکت ، لندن.


کلمات کلیدی: داستان پلیسی ، داستان ، کتاب ، خاطرات
 
"'What business have...
ساعت ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٢٢ 


"'What business have you here?' asked the lad.

"'It's business that may put something into your pocket,' said the
other. 'You've two horses in for the Wessex Cup--Silver Blaze and
Bayard. Let me have the straight tip and you won't be a loser. Is it a
fact that at the weights Bayard could give the other a hundred yards in
five furlongs, and that the stable have put their money on him?'


ادامه دارد...


 
I lay back against t...
ساعت ۱:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱۸ 
I lay back against the cushions, puffing at my cigar, while Holmes,
leaning forward, with his long, thin forefinger checking off the points
upon the palm of his left hand, gave me a sketch of the events which had
led to our journey.


ادامه دارد...
کلمات کلیدی: کتاب ، داستان ، ادبیات ، اینگلیسی
 
"Because I made a bl...
ساعت ٧:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱۸ 
"Because I made a blunder, my dear Watson--which is, I am afraid, a more
common occurrence than any one would think who only knew me through your
memoirs. The fact is that I could not believe it possible that the most
remarkable horse in England could long remain concealed, especially in
so sparsely inhabited a place as the north of Dartmoor. From hour to
hour yesterday I expected to hear that he had been found, and that
his abductor was the murderer of John Straker. When, however, another
morning had come, and I found that beyond the arrest of young Fitzroy
Simpson nothing had been done, I felt that it was time for me to take
action. Yet in some ways I feel that yesterday has not been wasted."


ادامه دارد...
کلمات کلیدی: کتاب ، داستان ، ادبیات ، اینگلیسی
 
"Tuesday evening!" I...
ساعت ٥:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱۸ 
"Tuesday evening!" I exclaimed. "And this is Thursday morning. Why
didn't you go down yesterday?"


ادامه دارد...
کلمات کلیدی: کتاب ، داستان ، ادبیات ، اینگلیسی
 
"I have seen what th...
ساعت ۳:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱۸ 
"I have seen what the Telegraph and the Chronicle have to say."

"It is one of those cases where the art of the reasoner should be
used rather for the sifting of details than for the acquiring of fresh
evidence. The tragedy has been so uncommon, so complete and of such
personal importance to so many people, that we are suffering from a
plethora of surmise, conjecture, and hypothesis. The difficulty is to
detach the framework of fact--of absolute undeniable fact--from the
embellishments of theorists and reporters. Then, having established
ourselves upon this sound basis, it is our duty to see what inferences
may be drawn and what are the special points upon which the whole
mystery turns. On Tuesday evening I received telegrams from both Colonel
Ross, the owner of the horse, and from Inspector Gregory, who is looking
after the case, inviting my cooperation."


ادامه دارد...
کلمات کلیدی: کتاب ، داستان ، ادبیات ، اینگلیسی
 
"I have not observed...
ساعت ٢:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱۸ 
"I have not observed the quarter-mile posts," said I.

"Nor have I. But the telegraph posts upon this line are sixty yards
apart, and the calculation is a simple one. I presume that you
have looked into this matter of the murder of John Straker and the
disappearance of Silver Blaze?"


ادامه دارد...
کلمات کلیدی: کتاب ، داستان ، ادبیات ، اینگلیسی
 
"We are going well,"...
ساعت ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱۸ 
"We are going well," said he, looking out the window and glancing at his
watch. "Our rate at present is fifty-three and a half miles an hour."


ادامه دارد...
کلمات کلیدی: کتاب ، داستان ، ادبیات ، اینگلیسی
 
"To Dartmoor; to Kin...
ساعت ٦:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱٧ 
"Go! Where to?"

"To Dartmoor; to King's Pyland."

I was not surprised. Indeed, my only wonder was that he had not already
been mixed up in this extraordinary case, which was the one topic of
conversation through the length and breadth of England. For a whole day
my companion had rambled about the room with his chin upon his chest and
his brows knitted, charging and recharging his pipe with the strongest
black tobacco, and absolutely deaf to any of my questions or remarks.
Fresh editions of every paper had been sent up by our news agent, only
to be glanced over and tossed down into a corner. Yet, silent as he was,
I knew perfectly well what it was over which he was brooding. There was
but one problem before the public which could challenge his powers of
analysis, and that was the singular disappearance of the favorite for
the Wessex Cup, and the tragic murder of its trainer. When, therefore,
he suddenly announced his intention of setting out for the scene of the
drama it was only what I had both expected and hoped for.


ادامه دارد...
کلمات کلیدی: کتاب ، داستان ، ادبیات ، اینگلیسی
 
And so it happened t...
ساعت ٦:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱٧ 
And so it happened that an hour or so later I found myself in the
corner of a first-class carriage flying along en route for Exeter, while
Sherlock Holmes, with his sharp, eager face framed in his ear-flapped
travelling-cap, dipped rapidly into the bundle of fresh papers which he
had procured at Paddington. We had left Reading far behind us before
he thrust the last one of them under the seat, and offered me his
cigar-case.


ادامه دارد...
کلمات کلیدی: کتاب ، داستان ، ادبیات ، اینگلیسی
 
"I should be most ha...
ساعت ٤:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱٧ 
"I should be most happy to go down with you if I should not be in the
way," said I.

"My dear Watson, you would confer a great favor upon me by coming. And
I think that your time will not be misspent, for there are points about
the case which promise to make it an absolutely unique one. We have, I
think, just time to catch our train at Paddington, and I will go further
into the matter upon our journey. You would oblige me by bringing with
you your very excellent field-glass."


ادامه دارد...
کلمات کلیدی: کتاب ، داستان ، ادبیات ، اینگلیسی