شرلوک هلمز

خاطرات شرلوک هلمز

"My dear Inspector, ...
ساعت ۸:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٩ 
The Last Sherlock Holmes Story: Stage 3 (Oxford Bookworms Library, Crime & Mystery)"My dear Inspector, you surpass yourself!" Holmes took the bag, and, descending into the hollow, he pushed the matting into a more central position. Then stretching himself upon his face and leaning his chin upon his hands, he made a careful study of the trampled mud in front of him. "Hullo!" said he, suddenly. "What's this?" It was a wax vesta half burned, which was so coated with mud that it looked at first like a little chip of wood.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"عزیزم بازرس ، شما خودتان بهتر بودن!" هولمز در زمان کیسه ، و ،
نزولی به توخالی ، بوریا بافی را به او بیشتر تحت فشار قرار دادند مرکزی
و موقعیت. سپس خود را بر چهره او کشش و تمایل چانه خود را
بر دستان او ساخته شده از مطالعه دقیق گل trampled در مقابل
او را. "Hullo!" گفت که او ، به طور ناگهانی. "این چیست؟" این نیم وستا موم شد
سوخته ، که تا با گل پوشیده شده بود که در ابتدا مثل یک نگاه
تراشه کمی از چوب.


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم