شرلوک هلمز

خاطرات شرلوک هلمز

Holmes leaned back i...
ساعت ۳:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٠ 
Memoirs of Sherlock HolmesHolmes leaned back in the carriage, and the conversation ceased. A few minutes later our driver pulled up at a neat little red-brick villa with overhanging eaves which stood by the road. Some distance off, across a paddock, lay a long gray-tiled out-building. In every other direction the low curves of the moor, bronze-colored from the fading ferns, stretched away to the sky-line, broken only by the steeples of Tavistock, and by a cluster of houses away to the westward which marked the Mapleton stables. We all sprang out with the exception of Holmes, who continued to lean back with his eyes fixed upon the sky in front of him, entirely absorbed in his own thoughts. It was only when I touched his arm that he roused himself with a violent start and stepped out of the carriage.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
هولمز در بازگشت کالسکه leaned و گفتگو متوقف شد. چند
دقیقه بعد راننده ما را تا در قرمز شسته و رفته کوچک ، ویلای با آجر کشیده
overhanging پیش امدگی لبه بام ایستاده است که توسط جاده ها است. برخی از راه دور خاموش ، در سراسر
در حصار قراردادن ، غیر روحانی بلند خاکستری - tiled خارج ساختمان. در هر جهت دیگر
پایین منحنی های لنگر انداختن ، برنز رنگ از سرخس محو ،
کشیده به دور آسمان خط ، فقط توسط steeples های شکسته
Tavistock ، و یک خوشه دور از خانه به سمت غرب است که مشخص شده
stables Mapleton. همه ما با خارج غیر از هولمز شکلی ناگهانی ظهور ،
که همچنان با تکیه به چشمان او بر آسمان در مقابل ثابت
او را ، به طور کامل در افکار خود و جذب می شود. این تنها زمانی که من لمس
بازوی او را که او خود را با شروع خشونت roused و پا را از
کالسکه.