شرلوک هلمز

خاطرات شرلوک هلمز

Holmes shook his hea...
ساعت ۱٠:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٧ 
The Secret Adventures of Sherlock HolmesHolmes shook his head. "A clever counsel would tear it all to rags," said he. "Why should he take the horse out of the stable? If he wished to injure it why could he not do it there? Has a duplicate key been found in his possession? What chemist sold him the powdered opium? Above all, where could he, a stranger to the district, hide a horse, and such a horse as this? What is his own explanation as to the paper which he wished the maid to give to the stable-boy?"
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
هلمز سرش بسته. "وکیل باهوش که همه آن ژنده پوش به پارگی ،"
گفت. "چرا باید اسب او را به خارج از پایدار؟ اگر او خواست
به آن اسیب زدن که چرا او نمی تواند انجام آن وجود دارد؟ تا به یک کلید تکراری شده است
را در اختیار خود را در بر داشت؟ داروخانه ها فروخته شده چه او را پودر تریاک؟ بالا
همه ، جایی که او می تواند ، یک غریبه به منطقه ، عدم اسب ، و مانند
اسب یکی از این موارد؟ توضیح خود او را به عنوان به کاغذ چیست که او
آرزو به دختر دادن به پایدار پسر؟ "